۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه

روی داد 35 : شیرین یزدانبخش...



یک تماشاگر حرفه ایست ، تماشاگر حرفه ای تئاتر ، جدا از اینکه رادیوییست و صدای زیبایی دارد ولی به عقیده ی من ربودن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن دو سال قبل جشنواره ی فیلم فجرش را بیش از 50درصد مدیون همین تئاتر دیدن های مداومش است...
هر کاری را لااقل دو بار می بیند ، این عادت او برای فیلمهای روی پرده نیز نقض نشدنیست ، راستی می دانستید قرار بوده به جای سهیلا رضوی در نقش مادر "یه حبه قند" ظاهر شود ، که رغبتی به فراگیری لهجه ی یزدی نداشته.

میگفت :
مادر ، تو جدایی من ده روز سر فیلمبرداری بودم مادر کیمیا حسینی (بچهه) می گفت دو ساعت و سی و پنج دقیقه فیلمو تو برلین تو یه سانسش نشون دادن ولی اینجا کلا پنج دقیقه تو فیلمم ، ولی اصلا مهم نیست ، فرهادی خیلی باسواده ، لیلا حاتمی که نگو ، واقعا کاربلده و با علم...، چقدر خانوم!

او امسال(تا آنجا که من می دانم) دو فیلم در جشنواره ی فیلم فجر دارد ، یکی "برف روی کاج ها" ، اولین اثر پیمان معادی به عنوان کارگردان (که جالب است در آنکار حسین پاکدل هم بازی کرده) و دیگری نقش اول فیلم "بوسیدن روی ماه" همایون اسعدیان ، که عکس فوق یک راش از این فیلم است ، در بوسیدن روی ماه با این بزرگان هم بازی شده:
سعید پور صمیمی ، مسعود رایگان ، صابر ابر ، شاهرخ فروتنیان و...
تا یادم نرفته بگویم رابعه مدنی (مادربزرگ سریال وضعیت سفید و مادر امیرشهاب رضویان کارگردان فیلم خوب "مینای شهر خاموش") پارتنر او در این فیلم است!

حال اینهمه را گفتم که چه؟
برای اینکه امروز برای اِن اُمین بار او را در تئاتر شهر دیدم و از خاکی بودن این زن هنرمند عمیقا ملذذ می شوم و از مصاحبت بااو شادان...
داشت راجع به همین حضورش در لطفا مزاحم نشویدو سیمرغ بلورینو ، جدایی نادر از سیمینو ، نقش جدیدش در کار پر ریسک همایون اسعدیان با یک خانمی که به زحمت او را به زور آشنایی چهره اش شناخته بود و حتی قادر به یادآوری فیلمهای قبلی کارگردانان فیلمهای مذکور نبود ، می گفت که توجهم را جلب کرد و انقدر به من محبت دارد که اجازه می دهد او را با پیشوند "خاله" صدا کنم!
امروز او را در سالن چهارسوی تئاتر شهر سرکار "پیکره های بازیافته" قطب الدین صادقی دیدم که در آنکار مازیار ، دوستم و استاد محسن حسینی ، استاد ارجمندم بازی می کردند و موسیقی آنرا هم هادی رحمانی ، موزیسین و دانشجوی سابق همین دانشگاه خودمان علم و فرهنگ می نواخت!
درباره ی کار صحبت نمی کنم ، چرا که به زور دریافتم که کی به کجاست!

۳ نظر:

  1. ازینکه دارید درباره فیلم فجر صحبت میکنید شوکه شدم راستش من هنوز توی فجر سال قبلم

    باورم نمیشه فجر امسال انقدر نزدیک شده

    سال پر ماجرایی داشتم

    شاید قد 10 سال توی همین چند روز اتفاق افتاد

    واقعا یکسالی گذشت که هر روزش قد چند سال خاطره همراهشه

    خندم میگیره بگم این زندگی چقدر فراز و نشیب داره

    راستی عیداتون مبارک آقای بازیگر

    پاسخحذف
  2. خوش بحالتون که اینقد میتونید برید تئاتر

    خیلی دوست دارم ولی تا حالا نرفتم
    سینما هم من به زور میرم چه برسه به تئاتر

    پاسخحذف

اگر عضو هستید و یا وبلاگ دارید که وبتون رو بزنید و نظرتون رو بنویسید...
ولی اگر خدایی نکرده غیر از اینه...توضیح می دم دقت کنید...
با نام ناشناس نظرتون رو مرقوم بفرمایید ولی یه جوری به من گرا رو بدید که کدوم عزیز داره پیغام میذاره...
ممنونم...